×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : سه شنبه, ۸ آذر , ۱۴۰۱  .::.   برابر با : Tuesday, 29 November , 2022  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
شکست تاریخی حاکمان در توده سازی جامعه ایرانی
علیرضا تهرانی فر

به گزارش ایلام امروز؛ جامعه ایرانی در هیچکدام از مقاطع تاریخی یکدست و یونیفرمی نبوده است؛ بسیاری از حاکمان ایران در طول تاریخ بخصوص تاریخ معاصر روییایی یکدست سازی جامعه ایرانی را در سر داشته اند؛ تلاش های بسیاری برای تحقق این روییا انجام داده اند که هیچکدام به نتیجه مورد نظرشان نرسیده است. کوچ اجباری عشایر کورد، لر و لک از مناطق غرب و جنوب غرب کشور به مناطق مرکزی، شمال و شمال شرق توسط پهلوی ها و همچنین تلاش برای حذف اقلیت های دینی پس از انقلاب نمونه های آشکار تلاش های تاریخی حکمرانان ایرانی برای یکدست سازی مورد نظرشان در ایران بوده است.

اشتباه محاسباتی هر کدام از این حکومت های در ایران عدم توجه به بخشی از جامعه و نادیده گرفتن آنها است؛ برای پهلوی ها مردم ایران خلاصه می شد در کاخ نشینان خیابان تجریش و اطراف آن و برای جمهوری اسلامی نیز مردم ایران خلاصه می شود در بخش  مذهبی وابسته به حکومت!

جامعه ایرانی، جامعه چندتکه، متکثر و پیچیده است؛ اینکه تصور کنید تنها کسانی که در نماز های جمعه با رگ های گردن باد کرده شعار می دهند مردم ایران هستند سخت در اشتباه تاریخی هستید؛ این افرادی که شما می بینید و اطراف شما هستند، به شما مشورت می هند، بخش بسیار کوچکی از جامعه بسیار بزرگ ایرانی هستند.

حکومت علیرغم در اختیار داشتن رسانه، نظام آموزشی، نظام فرهنگی، نظام دینی موفق نشد جامعه ای یکدست مورد نظر خودش را بسازد؛ تلاش های نظام برای توده سازی در جامعه ایرانی با شکست روبرو شده است. تلاش برای ساختن افرادی یکدست، متحدالشکل و یونیفرمی به نوعی توده های یکسان که در همه جای کشور یک شکل دیده می شوند شکست خورده است.

جوان حزب الهی الگوی روبیایی حکومت برای یک فرد ایرانی است، اما آیا تحقق این آرمان در جامعه ایرانی با این حجم از تفاوت و چندگانگی امکان پذیر است؟! جامعه ای متشکل از گروه های قومی، زبانی، دینی، فرهنگی و فکری متفاوت و مختلف که هرگز طرز فکر و شیوه زندگی یکسانی نداشته اند. آنچه آنها را تبدیل به ما کرده است ایران بوده، یکی از زیبایی های این جامعه در طول تاریخ همین تنوع فرهنگی و سیاسی آن بوده است.

حکومت حاضر نیست به خود بقبولاند که در ساخت جامعه مورد نظرش شکست خورده است؛ در واکنش به تنوع ایده ها و دیدگاه ها و اعتراضات بخش های از جامعه ایرانی تلاش می کند آنها را نادیده بگیرد و با برچسب زنی به آنها اعتراضاتشان را به سمت و سوی دیگر ببرد.

جامعه ایرانی یکدست و یکسان نیست، افراد و گروه های مختلف ایده ها و تفکرات متفاوتی دارند که با ایدئولوژی حاکم متفاوت است؛ این افراد به شیوه حکمرانی در ایران اعتراض دارند و سیاست های حکومت را به چالش می کشند، اما در مقابل این گفتمان حکومت هموراه آنها را نادیده گرفته است و سعی در پایان دادن به اعتراضات آنها به شکل های سخت داشته است.

نادیده گرفتن این اختلافات در بدنه جامعه ایرانی تا کجا باید ادامه پیدا کند؟ آیا می شود بدون جلب رضایت بخشی از جامعه که همشکل و هم سو با حکومت نیستند به حکمرانی خود ادامه داد؟

نه بخش مورد نظر جامعه ایرانی با این مدل برخورد حاضر به کوتاه آمدن از حق خود برای اعتراض به سیستم هستند، نه حکومت حاضر به شنیدن صدای این بخش که اتفاقا کم هم نیستند، است.

شکاف عظیمی که بین بخشی از بدنه جامعه و حکومت طی این چهل سال حکمرانی شکل گرفته است هر روز عمیق و عمیق تر می گردد،عمق فاجعه و اختلاف در طی اعتراضات اخیر به مرگز مهسا امینی نمایان گردید، حاصل این همه سال نادیده گرفته شدن مردم توسط حکومت تبدیل به خشم ، نفرت و سرخوردگی که در خیابان های شهرهای مختلف کشور به بدترین شکل سر باز کرد.

حکومت می تواند مانند گذشته رفتار کند؛ با ندیده گرفتن مردم و سناریو سازی به راه خود ادامه دهد،این یک زخم چرکین است و نادیده گرفتن و برخورد سخت روش درستی برای مواجعه با آن نیست!

جمهوری اسلامی ایران چه بخواهد، چه دوست داشته باشد؛ چه دوست نداشته باشد با جامعه ای غیرتوده ای و غیر هم شکل و گوناگون روبرو است؛ بخشی از جامعه نسبت به سیاست های حکومت اعتراض دارند؛ حتی می توانید همین یادداشت را هم قبول نداشته باشید اما ما دلسوز ایران هستیم و دلسوزانه توصیه می کنیم نادیده گرفتن بخش بزرگی از جامعه و تلاش برای حذف آنها روش صحیحی برای ادامه حکمرانی نیست.

برچسب زنی و تلاش برای حذف صداهای مختلف و مخالف نمی تواند ایده درستی باشد، ابتدا باید قبول داشته باشید تلاش ها برای توده سازی جامعه ایرانی شکست خورده است، جامعه ایرانی دیگر آن جامعه دهه شصت نیست که با بسیج توده ای برای حمایت از سیستم میلیونی به هر سمت و سویی که حاکمان دوست داشتند روانه می شدند. اکنون در عصر شبکه های اجتماعی و رسانه های جدید که هر فرد توانایی تفکر مستقل دارد؛ هر روز با انبوهی از اطلاعات غیر همشکل و متعارض و متفاوت روبرو می شود به راحتی قدرت تجزیه و تحلیل دارد و توان تفکر و انتخاب دارد.

همین تکثرگرایی رسانه ایی و قدرت تحزیه و تحلیل انبوه اطلاعات و قدرت بالای انتخاب افراد موجب شکست پروژه توده سازی که مرتبط به عصر رسانه های سنتی و متمرکز مانند رادیو و تلویزیون بود، شده است.

اکنون سیستم با افرادی روبرو است که درون راهبر هستند، بین ایده ها و افکار مختلف دست به انتخاب می زنند، گفتمان حاکم را به چالش می کشند. اولین قدم برای نزدیک کردن بخش هایی مختلف جامعه به همدیگر پذیرش این اصل است که جامعه یکسان و یکدست نیست و دارای افراد و گروهای مختلف با صداهای مختلف و متفاوت است. سپس شنیدن صدای هرکدام از این گروه ها و افراد است…

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.