×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : سه شنبه, ۱۸ بهمن , ۱۴۰۱  .::.   برابر با : Tuesday, 7 February , 2023  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
رابطه مردم و حکومت در ساختارهای دموکراتیک
علیرضا تهرانی فر

مردم اساس و پایه قدرت در حکومت های دموکراتیک هستند؛ اصولا بدون مردم حکومتی که مدعی دموکراسی یا جمهوریت است، معنی ندارد؛ حکومت های مردم سالار میبایست در راستای منافع مردم خود گام بردارند،چارچوب اصلی اینگونه حکومت ها به این شکل است که قدرت در دستان مردم است و حکومت تنها برای رفع  و رجوع نیازهای مردم ایجاد شده است.

اگر حکومت بر خلاف منافع مردم گام بردارد، مردم حق دارند علت را جویا شوند و حکومت را مورد پرسش و مواخذه قرار دهند؛ حاکمیت باید در مقابل مردم پاسخگو باشد و خود را مکلف به پاسخگویی به آنها نماید.

در اینگونه ساختارهای سیاسی ، ساز و کارهای پاسخگو کردن حاکمیت طراحی شده است و حاکمیت امکانی برای فرار از پاسخگویی به مردم ندارد. مردم پای کار همچین ساختاری می مانند زیرا با آن احساس بیگانگی و غریبی نمی کنند؛ حاکمیت را برای خود و در راستای منافع خود می بینند و مجموعه سیاست های داخلی و خارجی آن را قبول دارند و از آنها حمایت می کنند این یعنی مشروعیت داخلی حاکمیت!

حکومتهای دموکراتیک نیز گاهی از مسیرهایی که برای آنها طراحی شده است منحرف می شوند؛ قوانین نظارتی و بیرونی باعث برگرداندن آن به مسیر اصلی خود یعنی خدمت برای ملت می شوند؛ نگاه مردم به حاکمیت، نگاه از بالا به پایین است، مردم فرمانروایان یا مجریان قانون را تنها بعنوان وکیل و نماینده خود می بینند، و حکومت از مردم باید حساب ببرد زیرا این مردم هستند که قدرت را به حکومت واگذار کرده اند و مردم ارباب واقعی هستند، نه حاکمان! حاکم تنها یک مجری ساده قانون است و قدرت اجرای قوانین به او واگذار شده است و لا غیر!

در دموکراسی مردم ارباب واقعی حکومت است، مردم بر حکومت سروری می کنند و حاکمان نمی توانند خود را سرور یا ارباب مردم تصور کنند، اصولا چنین دیدگاهی در این ساختار وجود ندارد؛ کسانی که مسئولیت اجرایی دارند به مردم توهین نمی کنند، مردم را خس و خاشاک و دشمن نمی پندارند و با حالت قهری و بالا و به پایین به مردم نگاه نمی کنند و آنها را رعیت خود نمی بینند.

اگر مردم از عملکرد حکومت دموکراتیک ناراضی باشد؛ از طریق مختلف پیام خود را به حکومت می رساند؛ مردم حق دارند نسبت به عملکرد حکومت پرسشگر باشند و از آنها سوال کنند و در مقابل حاکمیت نیز موظف است به پرسش های مردم و افکار عمومی پاسخ بدهد. رسانه ها در این ساختار در خدمت حاکمیت نیستند و وظیفه بلندگو و روابط عمومی حکومت را بر عهده ندارند؛ رسانه های نگهبانان حکومت هستند و صدای مردم، اگر حاکمیت از مسیر منحرف گردید، رسانه بوق می زند و مردم متوجه می شوند و اجازه خروج از مسیر را  به حاکمیت نمی دهند.

حاکمیت به اعتراضات مردم توجه می کند؛ مردم به هر سیاستی اگر معترض بودند؛ حکومت باید به آنها پاسخ بدهد و حکومت صدای مردم را می شوند و اگر مردم خواهان تغییراتی در سیاست ها هستند حاکمیت موظف به اجرای تغییرات مد نظر مردم است و نمی تواند صدای مردم را نادیده بگیرد یا سرکوب کند! چونکه مردم ارباب هستند و حاکمیت مجری و زیردست مردم و هر زمان بخواهند آنها را کنار می گذارند و نگاه از بالا به پایین به مردم ندارند.

پاسخ حاکمیت به اعتراضات مردم و رسانه ها در اینگونه ساختارها باتوم و توقیف نیست؛ روزنامه نگاران و مردم عادی بخاطر اعتراض به سیاست های حکومت بازدداشت نمی شوند؛ بلکه حاکمیت به صدای آنها گوش می دهد اگر نتوانست انتظارات را برآورد کند مردم به راحتی آنها را کنار می گذارند و قدرت را از آنها می گیرند! قدرت به صورت مطلق در دست حاکمیت نیست و مردم قدرت مطلق هستند.

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.