×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : پنج شنبه, ۱ آبان , ۱۳۹۹  .::.   برابر با : Thursday, 22 October , 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
بافت اجتماعی روستا نباید اجازه چادر نشینی به این خانواده را می داد/ آیا سرمایه اجتماعی در روستاها نیز از بین رفته است؟!
علی رضا تهرانی فر

به گزارش ایلام امروز  زمانی که گزارش تابناک ایلام در خصوص وضعیت خانواده حسین را که در یکی از روستاهای سیروان بدلیل فقر مجبور به چادر نشینی شده است را می خواندم،یک نکته بسیار مهم ذهنم را درگیر کرد و آن  اینکه رخ دادن این اتفاق  در روستا بسیار عجیب و غیره منتظره است، زیرا در روستا سرمایه اجتماعی بالا است و  بستر اجتماعی روستا اجازه رخ دادن همچین اتفاقات ناگواری را نمی دهد؛  اما ظاهرن سرمایه اجتماعی در رستا نیز کاهش پیدا کرده است.

مردم ایرانی که به نوعدوستی و انسان دوستی معروف بودند به کجا رسیدند؟ در روستا خبر از نادیده گرفتن همدیگر نبود؛ اگر یکی از اعضای روستا مشکل مالی پیدا می کرد؛ هم روستاییان تحت هر شرایطی اجازه نمی دادند خانواده آن فرد از روی اجبار به چادر نشینی روی بیاورد!

تفاوت بافت اجتماعی شهر با روستا

بافت روستا از لحاظ حس همبستگی و انسجام  اجتماعی با شهر فرق دارد. روستا متشکل از مجموعه از افراد فامیل و خویشاوند است که اکثریت آنها یا رابطه فامیلی دارند و  یا اینکه به واسطه دوستی و آشنایی به همدیگر نزدیک هستند. انسجام اجتماعی در روستاها بسیار بیشتر از شهرها است. به همین دلیل میزان سرمایه اجتماعی که عبارت است از یک ظرفیت (جوهر اجتماعی) که هماهنگی و همکاری را در جامعه و گروه ، تسهیل می کند بسیار بیشتر است .

اگر رویداد فوق در هر یک از شهرهای کشور اتفاق می افتاد، کما اینکه  قبلا موارد بسیار زیادی اتفاق افتاده است و تعدادی نیز رسانه ای شده اند، ما انتظار کمک از همسایه ها یا هم محله ای های  این اشخاص را نداشتیم. زیرا ساختار اجتماعی شهر با ساختار اجتماعی روستا متفاوت است. جامعه روستایی دارای یک اجتماع اولیه صمیمی و دوستانه است که متشکل از خویشاوندان سببی و نسبی و دوستان و آشنایان است و جامعه شهری یک اجتماع ثانویه به دور از روابط انسانی صمیمی ، رسمی و سرد است،  ارتباطات خشک، تجاری، داد و ستدی و ابزاری است و به همین دلیل ما در روستا انتظار همچین رفتارهایی را نداریم.

سرمایه اجتماعی از اعتماد متقابل، انسجام و وحدت اجتماعی و ارتباطات انسانی شکل گرفته

بنیان سرمایه اجتماعی از اعتماد متقابل، ارتباطات انسانی و انسجام و وحدت اجتماعی شکل گرفته است. زمانی که اعتماد متقابل بین اعضای یک جامعه از بین می رود یا کاهش پیدا می کند، وحدت درونی آنها سست می شود و انسجام که همانند یک چسب اعضای جامعه را به هم می چسباند  از بین برود به دنبال آن ارتباطات انسانی کاهش پیدا می کند یا به کل از بین می رود و در نتیجه این موارد از کف رفتن سرمایه اجتماعی است.

سرمایه اجتماعی ما ایرانیان در شهرهای کلان سالهاست از کف رفته است. برای اثبات این مدعا کافی است از یک تهرانی بپرسید آیا همسایه دیوار به دیوار خود را می شناسد؟! یا حتی در برخی موارد اصلا همسایه خود را دیده  است؟! در شهرهای بزرگ میزان اعتماد بین افراد بسیار کم است. افراد به همدیگر اعتماد ندارند و بد بین هستند. وحدت و انسجام درونی ندارند و افراد با یکدیگر احساس ما نمی کنند و همه برای هم، دیگری هستند. ارتباطات انسانی در شهرهای بزرگ بسیار محدود است و در نتیجه سرمایه اجتماعی در این شهرها بسیار کم است.

اما در روستاها که مردم همدیگر را می شناسند و ارتباطات انسانی و عاطفی قوی است انتظار داریم سرمایه اجتماعی یا انسانی بسیار بالا باشد. چادر نشینی خانواده روستایی در سیروان به ما نشان داد که سرمایه اجتماعی ایرانیان در روستاها نیز کاهش پیدا کرده است.

سرمایه یک کشور تنها مادی نیست، بلکه سرمایه اجتماعی و انسانی هم هست

سرمایه یک کشور فقط مادی نیست، به اعتقاد بسیاری از محققان علوم اجتماعی سرمایه اجتماعی از سرمایه مادی برای یک کشور مهم تر است. اگر کشوری سرمایه مادی خود را از دست بدهد، با کار و تلاش می تواند مجددا کسب سرمایه کند و با انباشت آن می تواند سرمایه مادی خود را بالا ببرد. اما اگر سرمایه اجتماعی از بین برود ممکن است آن کشور در مقابل کوچکترین تند بادی به هم بریزد و بنیان های آن از بین برود.

اتفاقی که در کشور ما در حال رخ داد است، در گذشته های نه چندان دور اگر در محله ای از یک شهر فردی خانه و اموال خود را از دست می داد، مردم محله به همت ریش سفیدان و بزرگان محل به یاری آن خانواده می شتافتند، اما امروزه حنی در روستاها مردم به همدیگر کمک نمی کنند. همانطور که در بالا گفته شد این نتیجه از بین رفتن سرمایه اجتماعی در بین ایرانیان است.

دلایل این نابودی نیز بسیار است از نبود ارتباطات انسانی و عاطفی گرفته و تا ورود ارتباطات با واسطه و رسانه های نوین ، شبکه های اجتماعی تا مشکلات اقتصادی و از بین رفتن اعتماد بین افراد، نابودی حس انسجام اجتماعی و غیره که برای هر کدام می توان تحقیقات اجتماعی مفصلی انجام داد. همگی بر کاهش سرمایه اجتماعی ایرانیان تاثیر گذاشته اند.

نتیجه از بین رفتن سرمایه اجتماعی در ایران همین وضعیت است که می بینید، خانواده ای به دلیل فقر در یک روستا همراه با فرزندان خود در گرمای تابستان مجبور به چادرنشینی شده است اما مردم همان روستا تاکنون حاضر نشده اند برای کمک به خویشاوند، هم خون، دوست، آشنا، هم روستایی، هم قبیله ای، هم استانی ، هم وطن و در نهایت یک انسان قدمی بردارند.

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.